پارادوکس هیات های ورزشی و باشگاه داری _ یادداشتی از محمد دستور
  • نظرها: 1
  • ۱۳۹۷/۰۶/۲۷, ۰۰:۵۱:۰۹
  • در نقدو تحلیل
  • توسط جنوب ورزش
  • نمایش ها: 231
  • اخرین ویرایش: ۱۳۹۷/۰۶/۳۰, ۲۳:۳۲:۲۹
  • چاپ نوشته هاچاپ پی دی اف

پارادوکسیکال هیات ها و باشگاه داری / تیم داری هیات ها در ورزش مذموم اما متداول است.

 

ورزش مدرن شد و کج فهمی یکی از ویژگی های دنیای مدرن هست . توسعه تکنولوژی و زندگی مطلق ماشینی، آسیب های روانی و اجتماعی بسیاری را به همراه داشته است که مردم به جای ورزش به دنبال کد تقلب برای زنده ماندن هستند .

با این مقدمه باید گفت دنیای مدرن ، عصر تنوع و هیجان و نوآوری است ولی این دنیای امروز دیگران، آینده ی دنیای ما ایرانی هاست .

به این نکته توجه کنید :

استان خوزستان دارای قریب به 200 هزار ورزشکار سازمان یافته هست است که به نسبت جمعیت 4 میلیون هفتصد هزار نفری آن رقم بسیار ناچیزی محسوب می شود .

از این رقم جمعیتی استان خوزستان قریب به 1 میلیون را دانش آموزان شامل می شویم که اگر با تردید به جمعیت ورزشکار سازمان یافته استان خوزستان نگاه کنیم و جمعیت دقیقی از رده های سنی ورزشکاران (دانش آموزان) تحت پوشش هیات پزشکی ورزشی نداشته باشیم اما باز این به نسبت همان جمعیت ورزشکار سازمان یافته رضایت بخش نیست چرا که هر قشری را در جهت جذب بتوان با تردید برای آن برنامه داشت ولی جذب جامعه دانش آموزی محرز و دست یافتنی بنظر می آید و ضروت دارد.

مجموعا با یک مقایسه تقریبی و خوشبینانه،  اگر بخشی از این جمعیت 4 و نیم میلیونی یعنی به میزان 1 میلیون نفر که رقم بسیار اغراق آمیزی نیز هست را مناسب برای ورزش یا ناتوان در ورزش ببینیم پس با جمعتی معادل 3 و نیم میلیون روبرو هستیم که باید جامعه هدف باشد حال با اولویت همگانی و سپس نگاه قهرمانی .

اما دلیل اشاره به نکته بالا و ذکر این همه عدد و رقم به چه دلیل و کجای یادداشت میگنجد که در ادامه خواهیم گفت .

برای نیل به این مقصود، تمرکز بر دو مولفه نیاز است :اول داشتن اندیشه و نقسه راه و دوم خصوصی سازی و ترویج فرهنگ باشگاه داری

مهترین ، تنهاترین و موجه ترین ابزار لازم جهت رسیدن به وضعیت مطلوب برای حداکثر جمعیت مورد هدف، ترویج باشگاه داری و توسعه سرمایه گذاری بخش خصوصی در ورزش است .به همین سبب اول به سراغ مولفه دوم می رویم.

امروزه باشگاه داری در کشور های توسعه یافته چنان رویکردی حرفه ای ، مطلوب و گسترده ای پیدا کرده است که سهم دولت درتوسعه ورزش به حداقل ها و فقط به موارد نظارتی و سیاست گذاری ها ختم شده است .

با نیم نگاهی به مسابقات استانی و حتی کشوری  و در قریب به اکثریت رشته های ورزشی شاهد اسامی تیم هایی در میان  شرکت کننده ها هستیم که بسیار عجیب است . تیم هیات هندبال استان یا شهرستان ، تیم هیات بسکتبال استان یا شهرستان ، تیم هیات بدمینتون استان یا شهرستان ، تیم هیات ووشو استان یا شهرستان و ...

در عصر دانش ، ترویج خصوصی سازی و تاثیر پذیری فرهنگ ها از هم و نهایت در دوره ای که باید نظارت ها معطوف به نهادهای سیاستگذاری و سازمانی باشد، تیم داری هیات ها امری مذموم و غیر قابل قبول است .

مشاهده این اسامی در قرعه کشی مسابقات آن هم 28 سال پس از تصویب قانون اجازه تاسیس باشگاه ورزشی اصلا قابل هضم نیست .

شاید در دی ماه سال 69 مجلس پس از تصویب قانون تاسیس باشگاه ورزشی توسط مردم با نظارت دولت، هیچگاه تصور نمی شد بعد از قریب به سه دهه شاهد باشیم هنوز اغلب تیم داری ها در استان ها و شهرستان ها به وسیله هیات های ورزشی پیش برود.

در کشور ما به سبب اقتصاد دولتی ، هیات های ورزشی بخشی از سالن و اماکن ورزشی تحت مالکیت وزارت ورزش و جوانان را در اختیار میگیرند که بتوانند با آن مسائل مالی خود را پیش ببرند ولی اغلب کوچکترین اثری را بر ورزش به صورت ملموس ندارند و سالن را در شرایط بد تحویل گرفته و در شرایط بدتر تحویل می دهند . حال روی سخن معطوف به این مورد نیست و در آینده راجع به مدیریت اماکن ورزشی نگارش بسیار خواهیم داشت ولی مهمترین مسئله در این یادداشت عدم توجه هیات ها به تشویق مربیان جهت اخذ قرارداد با همین سالن های تحت مالکیت هیات و کسب مجوز باشگاه از تنها مرجع رسمی این امر یعنی کمیسیون ماده 5 و به تبع امور باشگاه های اداره کل ورزش و جوانان استان ها می باشد.

قائده بسیار ساده است : سالنی ، واگذار به یک هیات ورزشی می شود و هیات به دو صورت یکی برگزاری کلاس های عملی رشته تحت مدیریت و دوم اجازه سانس به سایر رشته ها امرار معاش میکند ولی مطلوب آن است مربیانی که تحت نظر هیات و با مدیریت هیات کلاس داری میکنند به سمت باشگاه داری و اخذ مجوز باشگاه هدایت شوند.

(البته هر کسی نباید باشگاه داشته باشد و هر شخصی نمی تواند مدیر ورزشی شود. فیلتر ها مشخص است ولی نظارت های ها مداوم و مرحله ای راه حل و مشکل گشاست )

این مهم از آن سبب مورد پسند است که سبب توسعه ورزش ، ایجاد حس رقابت و افزایش ورزشکار سازمان یافته می باشد.

ولی توسعه باشگاه داری انگار پاردوکسی که با ساختار هیات در تضاد است در صورتی که جهان در پی باشگاه داری مدرن است و ما هنوز در پی باشگاه داری هستیم.

تیم داری به شکل سنتی دیگر جوابگو نیست . ورزش در جزیره ای جهانی قرار گرفته است ولی ما در سطحی عمل میکنیم که یا به شیوه قدیمی پیش می رویم یا فقط اندیشه های جدید در حال تزریق است و نگاه عملیاتی وجود ندارد.

اما راه دوم یعنی تعیین نقشه راه و تغییر نگرش ها،  راه برون رفت از وضعیت فعلی و توجه به آینده ورزش است و از انجایی که مقاومت در مقابل تغییر امری محسوس در رفتارهای سازمانی کشورمان هست در ورزش نیز این قائده حکمرانی می کند .

افکار قدیمی ، اندیشه های سنتی و دیدگاه تک بعدی ، آن سیاست بسته ای است که با شبکه جهانی ورزش در تضاد می باشد و استمرار آن فاجعه وار خواهد بود.

نگاه جزیره ای حاکم بر ورزش و نتیجه گیری های گلخانه ای خود تائیدی بر خلا نقشه راه می باشد و مادامی که این خلا رفع نشود و اندیشه های نو و به روز جاری نگردد ما باید به توسعه باشگاه داری بعنوان یک امر واهی نگاه کنیم.

وجود اندیشه های منصفانه و قوی ، در اطلاع رسانی ها کمک می کند ، جامعه را با واقعیت های آشکار و پنهان آشنا خواهد کرد و ظرفیت ها را نمایان و فعال می کند و فقدان اندیشه هست که بر کسی ظرفیت های باشگاه داری و کمیسیون ماده 5 آشکار نیست .

شاید به جرات بتوان گفت در رشته های توپی ، توری و راکتی این آکاهی یا آشنایی با فرایند باشگاه داری توسط کمیسیون ماده 5 و امورباشگاه های استان یا وجود ندارد یا فعال نیست .

در پایان یک نکته : تنها مرجع رسمی صدور مجوز باشگاه و تنها مرجع رسمی ابطال همان مجوز کمیسیون ماده 5 و امور باشگاه های استان خوزستان می باشد .

این یادداشت ادامه دارد...

تحلیل و نگارش:

محمد دستور_ کارشناس ورزش


 

اشتراک
  • Twitter
  • del.icio.us
  • Digg
  • Facebook
  • Technorati
  • Reddit
  • Yahoo Buzz
  • StumbleUpon

MOD_AMC_HAS_C1 نظر دهی

Leave a reply

نام:: فیلد اجباری.
آدرس رایانامه: فیلد اجباری. غیر فعال
وبسایت::
کد امنیتی:: فیلد اجباری.
دیدگاه: فیلد اجباری.